خرید بک لینک

بدجور زندگیم رو رها کردم؛ رهایی که شاید از بیرون به نظر نیاد ولی از درون خودم میدونم دیگه هیچی برام مهم نیست و دوست دارم تموم بشه.

خسته شدم دیگه

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 11:46 توسط Red Queen |

برچسب: رهایی, نویسنده: پویان پورحسین تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:04

مرسی از ترامپ که برنامهریزی یک عمر ما رو خراب کرد.

برچسب: نویسنده: پویان پورحسین تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:04

انتظار نداشتم ۲۵ ژانویه بتونه اصلا روز تلخی باشه..

اما تبدیل شد به روزی که آیندهای که تصور میکردم رو ازم برای مدت نامعلومی گرفت.

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 22:0 توسط Red Queen |

برچسب: گریه, نویسنده: پویان پورحسین تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:04

عادت کردن و عادت دادن کار خیلی پیچیدهای نیست. وقتی حواسمون نیست موجودیتهای جدیدی وارد زندگی ما شدند و قبل از اینکه متوجه باشیم بهشون عادت کردیم...فکر نمیکنم خیلی مهم باشه که چجوری با این «عادت شدهها» برخورد میکنیم. حداقل برای من که مهم نیست؛ اهمیتش اونجاست که چقدر حس خوب/بد به خودم دارم و این حس خوب/بد من نسبت به خودم تابع تنها «برخورد» نیست. خیلی چیزها توش تاثیر دارند و نهایتا برآیند اونهاست که باعث میشه من از خودم رضایت درونی داشته باشم یا نداشته باشم.اما خود این رضایت درونی من میشه پایهای برای برخورد من با «عادت شدههام». به این ترتیب به یک دور بیپایان میرسم که زندگی روزمره من

برچسب: عادت, نویسنده: پویان پورحسین تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:04

باورم نمیشد دوباره به این روز برگردمبعضی روزها برای من طعم و بوی مشخصی دارند... مشخص و تکراریو من میدونم آخر امروز چطور خواهم بودو میدونم چطور باید روزم رو به بهترین حالت ممکن تموم کنمهمه چیزش رو قبلا یاد گرفتمو الان فقط یک گوشه میشینم و نگاه میکنم که چطور میگذره... پینوشت: امروز به دانشگاه آلبرتا گفتم نمیام... بالاخره تصمیم گرفتم! برچسبها: روزهایی که ازت متنفرم, روزی که تصمیم گرفتم برم آمریکا+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 11:13 توسط Red Queen |

برچسب: روزهای,تکراری, نویسنده: پویان پورحسین تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:04

صفحه بندی